کرگدنِ آبی!

در پیِ جایی برای رفع خستگی

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

ترسیدن تو سکوت

توی نظرات قسمتی هست به اسم هرز... چی؟ نمیدونم... فکر کنم هرزنامه بود... نبود، نمیدونم. به هرحال. ترسیدم. نوشته بود (23) جلوش. یعنی احتمالاً 23 تا کامنت چرت. یا چندتا تبلیغات و بقیه چرت. یا چندتا تبلیغات، یکی دوتا بدشانس و بقیه چرت. درصد حرفای چرت زیاد ترسناکه. اینکه سمتت چیزی پرت بشه که ندونی چیه، و ندونی کی پرتش کرده ترسناکه. مثلاً تو خیابون حواست پرت خرجت شه، ماشین بزنه لهت کنه. پاشی ببینی تو یه بیمارستان خصوصی بستری شدی. طرفم در رفته باشه مثلاً. یه ترس گنگ. یه بلای پرت شده از یه جای نامعلوم. 

میگن بدترین نوع ترس، ترسیدن از ترسیدنه. ترسی که نمیکشتت ولی زنده ات نمیذاره. ترسی که مغزتو خاموش میکنه. چقدر دلیل هست واسه ترسیدن. میگن حجمِ ترسِ که یه احمقو از یه شجاع جدا میکنه. زیاد میترسم. زیاد که نه. ولی تند تند. مثلاً تو خواب میترسم. پامیشم ساعتو میبینم میترسم. میرم بیرون میترسم. شارژ گوشیم کمه میترسم. یادم میاد یه چیزی جا گذاشتم میترسم. به آینده فکر میکنم میترسم. حرف میزنم میترسم. پشت فرمون، تو آشپزخونه میترسم. تو آینه بودن نیمی از خودمو میترسم.

کُپ کردن تو یه شرایط استرس زا خیلی خطرناکه. مثلاً طرف تریلی میاد سمتش کپ میکنه میره زیر تریلی. یا میره شنا کنه تمساح میبینه، کپ میکنه؛ تو یه گاز سه قسمت میشه. یا مثلاً موقع خوندن نمیفهمه کپ میکنه، سر جلسه سوالو میبینه کُپ میکنه. موقع اومدن جواب، سیبیل خمیده باباشو میبینه، چشای ریز شده مادرو، جواب امتحانو؛ کپ میکنه! کُپ کردن بدترین واکنش به یه موقعیت ترسناکه.

یه چیز دیگه اینکه تلاش برای نترسیدن معمولاً به ترس بیشتر ختم میشه. یعنی مثل این میمونه که بگی "رد میشم... رد میشه... جا داره که بره... [شَتَرَق!] وااای... زدم بهش!" اگه میخواین زنده بمونین از موقعیتای ترس زا دوری کنین. اگه میخواین زندگی کنین موقعیتای ترس زای درست رو تجربه کنین. و اصلاً هم انتظار نداشته باشین که زندگیتون بی اشتباه و کپ کردن طی بشه؛ چون زندگی یه روند پر از دو راهیه ترسناکه که ته هیچکدومش کاملاً معلوم نیست به خفن برسین یا به عدم!

[ها؟!]

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱

!I feel drunk and so high, Oh high

بعضی وقتا باید اینقد خسته شد که از وفور له شوندگیِ عضلانیِ مزیّن به اسید لاکتیک (!) و یه گوشه افتادگی مثل ژلهِ خردسالِ کنجِ یخچال، مثل چی* ذوق کرد!


*هر چی خودتون صلاح میدونیدا!!!

موافقین ۲ مخالفین ۰

باد کولر، بوی عرق!

تابستونی که نصف شد، کتابهایی که داخل کارتن موندن، لیست کارای نکرده، فیلمای ندیده، آهنگای نشنیده... #غر_زدن_ممنوع!

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

بوش

هنوزم بوی پیتزا حالمو بهم میزنه...

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱