کرگدنِ آبی!

در پیِ جایی برای رفع خستگی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خواب» ثبت شده است

معجزاتِ کوچکِ نسبتاً شخصی

و زمان هایی که یک اتفاق، امیدی کهنه را در تو نو می کند...!

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

زاویه ی دید

از لای پنجره کشوییِ نیمه باز،

یک تیر چراغ برق می بینم که چشمک می زند؛

نمیدانم،

نمیدانم کجا پا داده ام؟

به نور،

به نور،

به نور.

به تاریکی بدهکارم؛

یک آغوش رازداری اش را

و

لامپِ زردِ ته کوچه

این را می داند.

فکر کنم باید پنجره را ببندم،

قبل از خواب؛

قبل از چاییدن برای سرمای طلوع.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آسم

همیشه که نه ولی اکثراً از یه سرماخوردگیِ ساده شروع میشه. بعد یه حسّاسیتِ فصلی. و در نهایت، برنده ی خوش شانسِ اون دور از رقابت ها؛ جنابِ بیماریِ تنفّسی، آسم!


پی نوشت: دهانِ خویش را گاز گرفته، تا سر حدِّ زخمی شدن ادامه دهید. سپس مقداری بتادین، فلفل یا نمکِ یُددار روی آن بپاشید (بریزید) تا تمامِ گناهانِ خویش -حتّی گناهانِ اجدادِ خویش- را جلوی چشمان تان به صورت سه بعدی ببینید. من در سلامتِ کامل هستم و نه تنها آسم، که آن سرماخوردگیِ خفیفِ نحیفِ ضعیف رو هم ندارم!

پی نوشت2: غمِ دوریِ دوستانِ جان جانی مان، ما را هلاک بنموده همی =((

پی نوشت3: درین مطلب سخن بسیار بودُ/ نوش داروی ما، قرصِ خواب آر بودُ

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰