کرگدنِ آبی!

در پیِ جایی برای رفع خستگی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کرگدن آبی» ثبت شده است

وداع با اسلحه - ارنست همینگوی

ارنست، جوری ساده می نویسه که فکر میکنی اگه قلم برداری و بنویسی ازش بهتر درمیاری داستانو، ولی همینکه دست به قلم میشی، می بینی که زِهی خیال باطل! برو بینیم باو!!! :)))

وداع با اسلحه بیشتر از جنگ، در موردای آدمای داخل جنگه، در موردِ اینکه چه بر سرِ مفاهیمی مثل دوستی و عشق و خیانت و زایش و مرگ و بخشش میاد. در این رمانِ روان و راحت الحلقوم (!) جوانی علّاف و وِل که صرفاً برای سرگرمی و نه برای وطن و خیر وشر و این مسائلِ درشت، وارد ارتش ایتالیا می شود و جنگ را نه صرفاً از طریق کلماتِ دهشتناکِ روزنامه ها، که با گوشت و پوست و استخوان تجربه می کند و زمانی می رسد که می گوید: «دیگه کارِ من با جنگ تموم شده» و می رود که برود!

این کتاب پر است از توصیفاتِ لذّت بخش و دیالوگ های واقعی که چهارصد صفحه ای بودنش را نه تنها طاقت فرسا حس نمی کنی، که از نیمه دوّم کتاب خدا خدا می کنی که این رویا هرگز تمام نشود! دمت گرم حاجی!!! :دی


+بی ربط ولی مهم!

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

های وب لاگ!

رستوران، به عنوانِ یکی از خطرناک ترین مکان ها روی زمین برای سکونتِ انسان شناخته شده است. دانشوندان با اشاره به این مطلب که هیچ عذری برای این امرِ خطیر پذیرفته نیست، اهمّ اقشارِ جامعه بالأخص وبلاگنویسان را از هر گونه مراجعت بدین مکان و مکانهای مشابه منع کرده اند.

در یکی از مقالات یکی از پروفسورهای کشور که در زمینه ی خود در دنیا اوّل است؛ آمده:

«بعد از اد شدن -آن هم با چه زحمتی!- به یک گروه که در آن، شخصِ تازه وارد مورد سیم و جیم های متوالی، حال و احوالهای شدید و تهدید های زیرپوستی قرار گرفت و طی عملیاتی پیچیده شاملِ: اقدام به تشویشِ اذهانِ خصوصی و عمومی (به غیر از ذهن های موچ)، تهدید به: «ادمین ریموِش کن! ادمین ریموِش کن!» و همچنین مورد مؤاخذه و بازخواست قرار دادن برای فرستادنِ متن های ادبی، شخصِ مذکور که ظاهراً کرگدنی بی آزار می نماید را زیر فشار روانی شدید و قُلپ قُلپی قرار دادند. لیکن وی با اتکا به رهنمودهای اَدگره ی محترمه و همچنین بسته های تشویقی اینترنتی ایرانسل، توانست از این حربه دوستانِ تازه به آشنایی رسیده ی خود جان سالم به در بَرد و نیز از یک موقعیتِ تحتِ عملِ انجام قرار گرفته نما رهایی یابد. امید است که نتایج این تحقیق و تحقیقات و پژوهش های مشابه مورد استفاده سایرِ دوستانِ در صفِ اَد قرار گیرد.»

برای خاتمه ی کار، به اشاره به شعر زیر بسنده می کنم:

گر تو دیدی که فلک یکدفعه ری استارت کرد/ رستوران هم ببینیُ کرگدنی که اصرار کرد

با تشکّر از برنامه ی خوبتون :))))

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

وصل شود،رفع شود، بلکه پسندیده شود!

...و خداوند "پارتی" را آفرید تا خلق کارشان در زمین لَنگ نماند.

(مجموعه تجاربِ شخصی، صفحه اوّل، دستِ چپ)


تفسیر:

بوده اند زمان هایی که آدمیان در -بخش هایی از- زمین، که کارهایشان را نه بر طبق روال اداری، که بر پایه اتّصال به انسان هایی با گردن هایی کلفت تر (طبق برخی اسناد، اندازه فیزیکی مورد توجّه نبوده و فقط برای نشان دادن قدرت شخص از این مفهوم استفاده می شده) به پیش می بردند. این دسته آدمیان، ضمن نهی و نکوهش همچین عملی در اجتماع، در خفا برعکس عمل نموده و پارتی داشتن را یکی از الطاف ویژه ی الهی یا داشتن شانس می شماردند. آنان از خوشبختان عالم بودند.


نظر نویسنده:

پارتی بده! بد بد بد! کاری ندارین برم تو خفای کرگدنیم!!!

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

کرگدنِ آبی

آقای شوژ رو با احیای بلاگفا دفن کردم. از الان دیگه کرگدنِ آبی صدام کنید. ممنون :)


+به زودی آدرس رو هم تغییر میدم. آدرس جدید براتون ارسال میشه. (اگه دوست داشتید آدرستونو بذارید تا بعداً براتون آدرسِ جدید فرستاده بشه)

+لطفاً نپرسید چرا؟

۱۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰